حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )

209

الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )

ازدواج كنى ؟ و او را به همسرى تو در آوردم . حضرت فرمود : بنده خدا گويد : بلى ، اى پروردگارم ! به راستى همه آنچه كه خواسته‌ام ، عطايم نمودى ؛ و همانا از تو درخواست بهشت مىكردم . امام عَلَيْهِ السَّلَامُ افزود : خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : آنچه را خواسته باشى انجام خواهم داد ، اين بهشت برايت مباح باد ، آيا از من راضى شدى ؟ مؤمن گويد : بلى ، مرا راضى نمودى ، خداوند فرمايد : اى بنده من ! اعمالت مرا راضى نموده ؛ و من هم تو را با بهترين پاداش خوشحال مىكنم ، كه بهترين پاداش اينست كه تو را ساكن بهشت گردانم . 248 - ابو بصير گويد : امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرموده است : هنگامى كه مؤمن مورد محاسبه قرار گيرد همسران ( بهشتى ) او بر درگاه ( بهشت ) در انتظار اويند ، همچنان كه همسرانِ در دنيا منتظر ورود شوهران خود از مسافرت هستند . سپس مأمورى نزدشان مىآيد و بشارتشان مىدهد كه حساب رسى فلانى پايان يافته است ، همسران او گويند : ( تو را ) به خدا سوگند ! ( پايان يافت ) ؟ گويد : سوگند به خدا ! حتماً ديدم كه حسابش پايان يافته است . حضرت افزود : چون نزد همسران خود آيد ، گويند : خوش آمدى ، صفا آوردى ، اهل و عيالت در دنيا كه نزدشان بودى از ما سزاوارتر نبودند . 249 - حجر بن زايده به نقل از مردى ( به نام ابو صامت ) گويد : در مسير مكّه خدمت امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ اظهار داشتم : اى فرزند رسول خدا ! خواسته‌اى دارم ؟ فرمود : در مكّه مرا ملاقات مىنمايى ، پس ( در مكّه حضرت را ملاقات نموده و ) عرضه داشتم : اى فرزند رسول خدا ! خواسته‌اى دارم ؟ فرمود : در سرزمين مِنى مرا ملاقات كن ؛ و چون حضرت را در مِنى ملاقات نمودم عرضه داشتم : اى فرزند رسول خدا ! خواسته‌اى دارم ؟ فرمود : خواسته و حاجت خود را بيان كن . گفتم : اى فرزند رسول خدا ! بين خود و خداوند مرتكب گناهى شده‌ام كه غير از او كسى آگاه نمىباشد و براى من سخت و دشوار است ؛ و جلال و هيبت شما مانع مىشود كه شما را بر آن متوجّه گردانم .